جلال الدين الرومي
86
فيه ما فيه ( فارسى )
چيزى ريزيد و ايثار كنيد چه شود و للارض من كأس الكرام نصيب 164 كه ما در اين آتش مىسوزيم و مىگدازيم از آن ميوهها يا از آن آبهاى زلال بهشت ذرّهاى بر جان ما ريزيد چه شود ؟ » كه وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ « * » . بهشتيان جواب دهند كه « آن را خداى بر شما حرام كرده است . تخم اين نعمت در دار دنيا بود . چون آنجا نكشتيد و نورزيديد 165 و آن ايمان و صدق بود و عمل صالح ، اينجا « 1 » چه برگيريد و اگر ما از روى كرم به شما ايثار كنيم چون خدا آن را بر شما « 2 » حرام كرده است حلقتان را بسوزاند و به گلو فرونرود و اگر در كيسه نهيد دريده « 3 » شود و بيفتد . » به حضرت « 4 » مصطفى صلوات اللّه عليه « 5 » جماعتى منافقان و اغيار آمدند ايشان در شرح اسرار بودند و مدح مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم « 6 » مىكردند . پيغامبر بر رمز به صحابه فرمود كه خمّروا آنيتكم 166 يعنى سرهاى كوزهها را و كاسهها و ديگها « 7 » و سبوها را و خمها را بپوشانيد و پوشيده داريد كه جانورانى هستند پليد و زهرناك مبادا كه در كوزههاى شما افتند و به نادانى از آن كوزه « 8 » آب خوريد شما را زيان دارد . به اين « 9 » صورت ايشان را فرمود كه از اغيار حكمت را نهان داريد و دهان و زبان را پيش « 10 » اغيار بسته داريد كه ايشان موشانند ، لايق اين حكمت و نعمت نيستند . فرمود كه آن امير كه از پيش ما بيرون رفت ، اگرچه سخن ما را به تفصيل فهم نمىكرد « 11 » امّا اجمالا مىدانست كه ما او را به حقّ دعوت مىكنيم آن نياز و سر جنبانيدن و مهر و عشق او را به جاى فهم گيريم . آخر اين روستايى كه در شهرى « 12 » مىآيد بانگ نماز مىشنود اگرچه معنى بانگ نماز را به تفصيل نمىداند امّا مقصود را فهم مىكند .
--> ( * ) سورهء اعراف آيهء 50 ( 1 ) . ح : چون آنجا نورزيديت و نكشتيد اينجا ( 2 ) . ح : به شما ( 3 ) . ح : نهيد كيسه دريده ( 4 ) . ح : به خدمت ( 5 ) . ح : ندارد ( 6 ) . ح : ندارد ( 7 ) . ح : و ديگها را ( 8 ) . ح : از آن كوزها ( 9 ) . ح : با اين ( 10 ) . ح : و زبان پيش ( 11 ) . ح : نكرد ( 12 ) . ح : كه در شهر